about

پرتره‌ای از سازنده‌ی زی

همه‌چیز از علاقه‌ام به هنر شروع شد.

من همیشه دلم می‌خواست کاری داشته باشم که فقط یک شغل نباشد؛ چیزی که بتوانم بخشی از خودم را در آن بگذارم، خلق کنم و از نتیجه‌ی دست‌ها و ذهنم لذت ببرم. همیشه دوست داشتم هنر را به یک شغل تبدیل کنم؛ کاری که در کنار زندگی‌ام، به من فرصت رشد، استقلال و ساختن بدهد. و این‌طور شد که وارد دنیای طلاسازی شدم.

البته هنر برای من هیچ‌وقت فقط به زیورآلات محدود نبوده. سنتور می‌زنم، کارهای سرامیکی درست می‌کنم و همیشه هر چیزی که با خلق کردن و دست‌ساز بودن ارتباط داشته باشد، برایم جذاب بوده. شاید به همین دلیل است که ساختن برای من فقط یک مهارت نیست؛ بخشی از زندگی من است.

اولین سفارشی که گرفتم را هنوز با همان هیجان روزهای اول به یاد دارم. حس عجیبی بود؛ اینکه چیزی که با دست‌های خودم ساخته‌ام، قرار است وارد زندگی یک آدم دیگر شود. از همان روز، همیشه چشم‌اندازم به آینده روشن بوده و باور داشته‌ام که می‌شود قدم‌به‌قدم چیزی را ساخت که واقعاً متعلق به خودت باشد.

با گذشت زمان، ساخت نقره را حتی بیشتر از طلا دوست داشتم. طلا به‌خاطر ارزش بالایش، گاهی دست آدم را در فرآیند ساخت می‌بندد. مدام باید حواست به میزان مصرف، کسری و احتمال ضرر باشد و همین باعث می‌شود بخشی از ذهن، به جای خودِ خلق کردن، درگیر حساب‌وکتاب باشد. اما نقره برای من آزادی بیشتری دارد؛ آزادی برای تجربه کردن، طراحی کردن، آزمون و خطا و ساختن چیزی که شاید قبل از شروع، حتی خودم هم دقیقاً ندانم قرار است چه شکلی شود.

امروز اینجا هستم؛ جایی که هر قطعه برای من فقط یک زیور نیست. پشت هر طراحی، بخشی از سلیقه، فکر، احساس و انرژی من وجود دارد. دوست دارم وقتی وارد سایت و دنیای من می‌شوید، قبل از اینکه حتی یک محصول را ببینید، حال‌وهوای اینجا را حس کنید؛ عشق و انرژی‌ای را که برای ساختن هر قطعه گذاشته‌ام.

برای من، زیورآلات زمانی زیباتر می‌شوند که فقط روی بدن دیده نشوند؛ وقتی بتوانند بخشی از احساس، خاطره یا داستان آدمی باشند که آنها را انتخاب کرده است.

و شاید تمام چیزی که از روز اول می‌خواستم، همین بود؛ ساختن چیزی با دست‌هایم، که بخشی از قلبم را هم با خودش به زندگی آدم دیگری ببرد.